فتنه را هم روز روشن، در خیابان دیدهام منهم میان کینههای کهنه، پنهان دیدهام من فتنه را در شعرِ بیدردی و در ابیات بیرگدر قرائتهای بیغیرت ز قرآن دیدهام من فتنه را در قلب ایمانهای خالی از سیاست، مذهبی نوشت...
بال پروازگشایید که پرها باقی استبعد از این باز سفر، باز سفرها باقی است پشت بتها نشود راست پس از ابراهیمبت شکن رفت ولی باز تبرها باقی است گفت فرزانهای، امروز شما عاشوراستجبهه باقی است، شمشیر و سپرها مذهبی نوشت...